اصلاً هم سخت نیست ...تاریخ گواه است ..وقتی جنگ شروع میشه مردان حیاط خلوت یا همون عروسک گردانها شروع میکنن به تهییج جوونها ... شعرها و کلیپ های حماسی ..اعتقادات مذهبی ... یهو میبینی دو کشور که دارای یک دین هستند طرف مقابل رو به کفر متهم میکنن و جوونها هم شیر میشن که ای داد بیداد امام وطن حیثیتش در خطره و باید رفت ناموس امام وطن رو از چنگال دشمن نجات داد ... از اون طرف وقتی یک طرف میخواد به طرف حمله کنه ... یهو یادش میاد که مثلاً ٢ قرن پیش یک پارچه فروش اونوری به یه خانم اینوری گفته چشات خیلی قشنگه ها ... و بعد شروع میشه ... باید جوونترها رو تحریک کرد و فرستاد تا دنیای جدید رو کشف کنن تلافی اون توهین رو دربیارن و خلاصه ... جنگ ایران و روز سوم خرداد هم تو مایه های همین داستان بود ... دشمن حمله کرد ... عراقی ها خودشون رو برای شروع جنگ محقق میدونستند هیچ کس هم نمیدونه ..چرا ..اختلافات سر در اوردند ...ظهور یه دولت شیعه که حداقل همه میدونیم چقدر سنی ها از شیعه ها متنفرند و اونها رو مسخره میکنن و بلعکس ... اما نکته اساسی جنگ ایران عراق ، مشکلات دولت امریکا بود ... بعد از شکست در ویتنام .. دولت امریکا با مشکلات عدیده ایی روبرو شده بود ولی دولتمردان امریکایی .... مردان باهوشی مانند کسینجر میدونستند که تنها یک راه وجود داره که میتونه امریکا رو از گندی که زده .... نجات بده ... داستان روس های سرخ بیش از این جذابیتی نداشت ...بعد از واقعه خلیج خوکها ، بهار پراگ و شورشهای احمقانه جوجه کمونیستها در ١٩۶٨ در پاریس و با توجه به افشاگری هایی که توسط این روس های فراری از پشت دیوار آهنین رخ می داد دیگه افکار عمومی وحشتی رو از این روسهای سرخ به اصطلاح خشن احساس نمی کردند ... همه میدونستند که اوضاع پشت دیوار خیلی خیلی خرابه ..البته دست و پا زدن چند تا کمونیست توی اینور و اونور دنیا مثلا چه گوارا توی بولیوی یا دار و دسته رائول کاسترو توی انگولا و مثلا اتیوپی گاهی افکار رو به خودش جلب می کرد ولی اونقدر هم جذاب نبود که افکار عمومی جهان از گندی که توی ویتنام زده شده بود منحرف بشه و یک اتفاق گنده تر مورد نیاز بود ... و چه کسی بهتر از شاه ایران که سوار بر درامدهای وحشتناک افزایش بهای نفت داعیه ژاندرمی خلیج رو داشت .... و در مصاحبه ایی اعلام کرده بود که وقتشه چشم ابی ها از خلیج فارس برن خونه هاشون ... و درست در همین اثنا بود که باز مردان حیاط خلوت تصمیماتی رو گرفتند و .. مقاله ایی در 1356 با امضای رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات اون زمان چاپ شد و ............. انقلاب پیروز شد ... مردم خوشحال ...ارای 98.8 % درصدی نشان از اکثریت مطلق برای مدافعان انقلاب می داد ولی کسانی بودند که قوائد بازی رو خوب میدونستند ...مردانی که منتظر خوردن فرزندان انقلاب توسط خودش بودند ... انقلاب جذاب بود ..شاه به خودی خود فردی جذاب برای غربی ها محسوب می شد ...انها جلوش کرنش میکردند تا پول بدست بیارن ... مردی که کم می خندید ... مردی که خیلی خیلی شیک و شکیل انگلیسی حرف میزد و می تونست به انگلیسی فکر کنه ... سقوطش خوراک روزنامه ها رو برای مدتی تامین می کرد ولی به امریکا کمک نمی کرد .. برای همین چیزه بزرگتری می خواستند چیزی که امریکا رو درگیر کنه و اشغال سفارت دقیقاً همون چیزی بود که امریکاییها دنبالش بودند ... جو و افکار عمومی امریکا بر علیه ایران شده بود ... حالا همه چیز امکان پذیر بود ... امریکاییها حکومتهای شیوخ چاق زنباره حاشیه خلیج فارس رو میترسوندند از حکومت شیعه ایی که داعیه تصرف کل منطقه خلیج رو در سر داره و ... سیل اسلحه از کمپانی هایی مانند مک دانل داگلاس ..لاکهید ..نورثروپ ..کلت ایندستریز و ........ به سمت خلیج سرازیر شد ... عربها حال از دست دادن چاه های نفتشون رو نداشتند ...کی میاد از زنهای زیبای سوری و لبنانی و .... توی حرمسرا ها دست بکشه؟؟؟ ... عربها چتر حمایتی امریکا رو میخواستند و در نتیجه سیل مستشاران یانکی به خلیج سرازیر شد ... حمله به سفارت تا جایی به خواسته امریکا کمک کرد ولی برای فرار امریکا نیاز به جنگ داشت بهترین منطقه... خاورمیانه بود ... سرشار از نفت و پول و فقط دیوانه ایی که جنگ رو آغاز کنه، مورد نیاز بود ... بله یک دیوانه در منطقه وجود داشت صدام حسین التکریتی ... جنگ آغاز شد ... دلیل اونقدر احمقانه بود که حد نداشت ...
چه ما از سیستم حکومتی ایران خوشمون بیاد چه نیاد ... جنگ ایران و عراق یک جنگ نابرابر بین یک کشور با یک دنیا بود و نقطه اوج این جنگ ...." دفاع از خرمشهر بود" ... جوانهایی که در اوج جوانی رفتند و هیولایی به نام جنگ اونها رو خورد .. اگر سرزمین مقدس در دنیا وجود داشته باشه خرمشهر یکی از این سرزمینهاست ... چون برای سانتیمتر به سانتیمتر این شهر خون ریخته شده ... مدافعان این شهر حماسه ایی رو خلق کردند که کلمات برای وصفش خیلی خیلی نارسا به نظر میرسند شاید هومر دیگه ایی باید به دنیا بیاد تا حماسه رشادت های خرمشهر رو بدون سوء استفاده های سیاسی مذهبی به نظم دربیاره ...
در این مدت گاهی کارگردانان ایرانی مزخرفاتی رو در مورد این حماسه ساختند که بیش از حد ابکی بود دوست داشتم و همیشه ارزو داشتم کسی مثل ریدلی اسکات یا استیون اسپیلبرگ در مورد دفاع از خرمشهر فیلم بسازند
ولی با این همه طرفین این بازی همگی برنده شدند ...همگی ... بازنده های این بازی کثیف .. مشتی جوون ایرانی و عرب بودند که خیلی ها شون هنوز گرمای دست نامزدشون ... مادرشون و ..... تنها خاطره شیرینه زندگیشون بود ... شجاعان گمنامی از هر دوطرف که شجاعانه جنگیدند و کشته شدند ... برنده های این جنگ الان همگی سوار اتومبیل های گران قیمت در خیابانهای تهران و امان و نیویورک و ... خیلی جاهای دیگه دنیا دارن جولان میدن و بازنده های این جنگ .. چیزی ازشون نمونده جز مشتی استخوان و البته گروهی هم بازمانده دارند که ساکن ویلچر و اسایشگاه های مجروحین شیمیایی هستند ....
جنگ تمام شد ..ولی گاهی بعضی از برندگان این جنگ لعنتی وقتی روبروی تلویزیون ٧٢ اینچ نشستند و پسته خندان یا اب گریپ فروت نوش جان میکنند یا پشت مرسدس های گران قیمت اینور و انور می رند ...ناگهان بهشون احساس بدی دست میده ... یه تلخی توی انتهای دهان ..مثه شبی که فرداش امتحان داری و هیچی نخوندی ...

برمی گردم

به همین سادگی 

اینبار این بازی کثیف از بازی نفت و تحریم گرفته تا اسم خلیج و همین جزایر سه گانه الت دستی شده برای علم کردن دوباره پیراهن خونین عثمان ...