من نمیخواهم برم زندان ...چرا منو هل میدی ...... خواننده میخونه ....من دراز کشیدم و به آسمون خیره شدم ... یه بار کوچیک و جمع جور – پشت لورتو . یه دختر و پسر  بالاتر از من اون کنار نشستن . اینقدر با هم ور رفتن که من اینور ارگاسم شدم. پامیشن برن چون شلوارک پسره یه جینِ یخی رنگ بود یه لکه بزرگ روی اون قسمتش افتاده ..... از این تریپ های تینیجری با اون دامن های کوتاه .... دختره یه ساق سفید پوشیده و تمام نقاط حساس بدنش ورزش کرده ..... تاریکی کم کم داره چیره میشه و زوج ها کم کم این حجله بزرگ رو ترک کردن که یهو .... سلام ...  فکر می کردم کسی  اطراف من نیست . صدا از بالامیاد.  خودش بود ، همون ستاره کوچولو که همیشه اون بالا تنهاست.  میگم سلام. میگه : چطوری غریبه ؟ نگاهش میکنم: خوبم ستاره تو چطوری ؟ منم خوبم راستی آقاهه میتونم غریبه صدات کنم ؟ آره میتونی ... اگه دوست داری ؟ غریبه تو چرا همیشه میای اینجا تنها می شینی ؟ البته دیدم بعضی وقتا اون دختره میاد پیشت . گاهی هم با اون پسره قد بلنده میاد ولی تو همیشه تنهایی ؟ چرا؟ تعجب میکنم . پس تو همیشه منو میبینی؟ با تعجب میگه :البته که تو رو همیشه میبینم . ببینم ستاره کوچولو تو حرف زدن هم  بلدی؟ خوب معلومه که بلدم هممه ی ستاره ها بلدن ولی دوست ندارن با آدمها حرف بزنن .چون آدمها بدترین حیوانات ناطقی هستند که تا بحال خلق شدن .. اونها خیلی دروغ میگن. نمیدونم به این ستاره کوچولوی کنجکاو چی باید بگم ...آهی میکشم و میگم میدونی ستاره کوچولو .خیلی عجیبه چون تو که از من تنهاتری ..... هیچ ستاره ایی دوروبرت نیست. بعد به من گیر میدی ؟ بعد هم خوب همه این حیوانات ناطق که تو میگی ... همشون اینطوری نیستن توشون خوب میشه پیدا کرد ....خوب برای من جالبه . ادمها زیاد از تنهایی خوششون نمیاد دوست دارن حرف بزنن . دوست دارن باهم باشن ولی تو همیشه تنهایی ...ببینم تو که میگی خودت چرا همیشه تنهایی ؟ بعد توی دنیای ما ادمها برای تنها نبودن باید یه سری فاکتورهایی داشته باشی .... خوب من اون فاکتورها  رو ندارم و از همه مهمتر میدونی من یه چیزی با خودم دارم که همیشه منو عذاب میده .... اسمش هم گذشته امه ... چون گذشته ادمها همیشه مثل سایه دنبالشونه و نمیتونن ازش فرار کنن . این هم قانونشه ... شما ستاره ها حداقل گذشته ندارین . یه جا بهتون دادن و تا آخر دنیا همونجا ثابت می مونید ولی ما گذشته داریم و این همیشه باهامون میاد و خوب گاهی وقتها میشه عذاب روحی مون ... یعنی شما ادمها برای دوست داشتن و اینکه رفیق داشته باشید باید یه چیزهایی داشته باشید که تو اونها رو نداری درسته؟ آره دقیقن ...ولی تو چرا تنهایی ستاره؟ خوب من رو اینجا گذاشتن. یعنی حق انتخاب نداشتم. یعنی منو اینجا گذاشتن و تا همیشه باید اینجا بمونم. همین . این ربطی به اون چیزهایی که تو گفتی نداره واسه ی من اجباریه. من وظیفه ام اینه .... خیلی بده اینطوری یعنی تو باید همیشه همینجا بمونی ... خوب آره ولی من خودم رو سرگرم میکنم .کتاب و مجله میخونم با دوستام توی کهکشانهای دیگه چت میکنم ...از شدت تعجب نفسم بند میاد و حرفش رو قطع می کنم ! کتاب میخونی ؟ چت میکنی؟ من فکر میکردم این فقط ماله آدمها است فقط ... نه ما چند قرنهاست که اینکارو میکنیم .. راستی میدونی غریبه میخوام یه چیزی بپرسم .... دیوونه چیه ؟ خوب دیوونه یعنی کسی که مثل دیگران نیست .یعنی مریضه ...یعنی دیگران قبولش نمیکنن . یعنی بازیش نمیدن. تو دیوونه ایی؟ چون اون دوتا پسر و دختر میگفتن نگاه کن اون یارو دیوونه است . با خودش حرف میزنه .... نمیدونم ...بهش فکر نکردم که دیوونه هستم یا نه ... میدونی غریبه شما آدمها واقعاً حیوانات عجیبی هستید .. مثل سوسک توی هم میلولید .. مثل گوشتهای متحرک ...همش از فاکتور و اصول حرف میزنید ولی به هیچ چیزی پایبند نمیشین .... برام خیلی جالبه اینهمه استعداد رو از کجا میارید؟ راستی تو دیوونه هستی یا نه؟ گفتم که نمیدونم بهش فکر نکردم ولی مهم نیست ما چه جور حیواناتی هستیم مهم اینکه که همینطوری هستیم قرنها است همینطوری بودیم و همینطوری هم خواهیم ماند ... کسی نمیتونه ما رو عوض کنه ...خوب غریبه دیوونه من میخوام کتاب بخونم توهم به حرف زدن با خودت ادامه بده ... راستی تو دیوونه مهربونی هستی .ممنون که با من حرف زدی ..... مهم نیست ستاره .. بهش فکر نکن ...ممنون که تو هم با من حرف زدی .... باز با خودم زمزمه می کنم ستاره ها هم حرف میزنن ؟ هنوز گیجم و باورم نمیشه که با یه ستاره حرف زده باشم ولی حرف زدم .... حداقلش اینه که گدایی نکردم ..... تا بعد !!  وقتی این دیوونه میگه تا بعد باز هم یه بعدی هست .