اونها که درد ندارن .... دردشون بی دردیه ….واقعن دردی ندارن برای خودشون درد میتراشن …. اگه  خودشون با رخت شویی خونه مردم …درس میخوندن ….توی دانشگاه آزاد ماهشهر …..بعد سر یه آگهی میرفتن خونه یه نفر کار کنن بعد میدیدن همکلاسیشون توی دانشگاه …دختر صاحب خونه ..دیگه از بخت بد نک و ناله نمیکردن….بعضی ها درشون بی دردیه….خودشون برای خودشون درد میتراشن ..اگه مثه حمیده دختر بیست و هشت نه ساله ایی باشن که بیماریهای خاص داره و هر ماه منتظره چند تا تن لش امثال من دلشون بسوزه و هزینه داروش رو ببرن بهش بدن دیگه هی روی نرو مردم نمیرن که ما مفلوکیم ما بی دوستیم ما بیچاره ایم و ما تنهاییم …دیشب ستاره برای من تعریف کرد که یه جایی توی همین تهران …زنی داره برای تامین هزینه تحصیل دانشگاه بچه اش یه کلیه اش رو به قیمت چهل میلیون تومان میفروشه چون گروه خونیش کمه یعنی کلیه اش کم پیدا میشه ……… تازه میگفت الان توی ایران اهدا کنندگان کلیه از دریافت کنندگانش بیشتر شدن …..تف….یعنی ایران ؛ هند ؛ پاکستان جز کشورهای مثلث بیزنس اعضای بدن بصورت رسمی هستند ………..بعضی ها دردشون بی دردیه ….چون نمیدونن بی کسی و تنهایی اسباب خونه توسط صاحب خونه بیرون ریخته شدن ….صورت بچه که تو باباش باشی و بعد دخترت بیره مدرسه وسایل نوی بچه پولدار توی کلاس دیدن به بابا رو زدن و بابا و مامان دستشون خالی باشه و خجالت بکشن یعنی چی …..بعضی واقعا دردشون بیدردیه ….. میدونی گاهی یاد اون دختر جوونی میافتم که صورتش پر از جوش بود …از شدت خجالت و کمبود اعتماد به نفس از دانشگاه رفتن هم میترسید ….یا چرا راه دور برم …هانیه ….فوق العاده شارپ ؛ تیز ؛ زرنگ و باهوش …اما ……..فقیر ..نمیتونست بره دانشگاه برای همین …….. یه روز داشت توی خیابون راه میرفت یه تاکسی از لاین مخالف ؛ راننده کنترل رو از دست میده و این طرف میافته روی هانیه بدبخت صورتش داغون میشه دندون هاش رو از دست میده کلی طول میکشه و شانس میاره تا برمیگرده به همون روال احمقانه زندگیش ……توی میدون ولیعصر یه شب با رخساره بودیم که دیدیمش …بمب انرژی بود هنوز و امیدوار به آینده با همه فقر و بدبختیش و ناامیدیش ….ازدواج کرده بود البته …مجبور بود ازدواج کنه …..دقت کنید ..هانیه مجبور بود ازدواج کنه
 
سندرو  میگه بعضی از ادمها متخصص درد تراشیدن هستند …چون هیچ وقت فقر رو ندیدن …بدبختی اینجاست میخواستم از پاکستان …سودان ….رواندا و هند و نپال حرف بزنم دیدم طرف هنوز دو خیابون پایین تر از خونشون رو ندیده من بیام از فلاکت اونور دنیا حرف بزنم
 
بیخیال رفیق …خود بیدردی هم یه درده …کاریش نمیشه کرد ……
 
تا بعد ….
 
وقتی میگم تا بعد باز میام روی اعصابتون …..