پرنده ای زيبا و خسته
بی باک و مغرور
پری بی خيال آرزوهای دور
دلخسته از اين حادثه
در آب افتاده است

پرنده آسمانی در آب افتاده
خار و خس به بالهايش گير کرده
او خسته در آب پر و بال می زند
گاه در آب فرو می رود و گاه بيرون می آيد
پرنده اگر در آب بماند می ميرد...

اما شايد تکه سنگی؛صخره ای؛درختی
او را از آب نجات دهد
اما اگر درختی نباشد؛صخره ای؛تکه سنگی؟
آيا پری آرزوهای دور خواهد مرد؟

هرگز!
به او مهلت خواهد داد تا خود را نجات دهد
آنوقت اگر نتوانست
در آخرين لحظه
با دستهای مهربانش او را از آب خواهد گرفت
و در آغوش گرمش
که از آغوش هزار خورشيد گرمتر است
گرم خواهد شد
و سپس پروازی باشکوه
به سوی زيباييها