قبول کردن و پذيرفتن ما را فعالتر و کوشاتر می کند.وقتی که واقعا ضرورت وجود موردی را می پذيريم آنگاه بهتر قادر به تصور آنچه که بايد از خود انتظار داشته باشيم خواهيم بود.

به همين ترتيب نيز هنگاميکه بدانيم قادر به تغيير و تحول امور هستيم آنگاه واقع بينانه تر ضرورت وجود آنها را خواهيم پذيرفت.

پذيرفتن و تاثيرگذاری در هر حرکتی لازم و ملزوم يکديگرند.

پذيرفتن به معنی ناديده گرفتن و تسليم شدن نيست. بلکه به معنی واقع بينی است.

فقط به اين دليل که موردی را می پذيريم به معنی اين نيست که با آن موافق هستيم بلکه به اين معنی است که به دلايل وجود آن مورد توجه کرده و آنها را فهميده ايم.

هر انچه که اتفاق افتاده هر آنچه که هستيم هر انچه که گفته يا انجام داده ايم همواره با ماست و قادر نخواهيم بود گذشته را تغيير دهيم .

آنچه را که هست بپذيريم وانگاه بپذيريم که اگاهانه و با چشمان باز قادر به حرکت به سمت جلو در هر مسيری که انتخاب می کنيم هستيم.

به جای انکه وقت و انرژی خود را صرف مبارزه مجدد با انچه هست کنيم تلاشهای خود را در جهت خلق و افرينش انچه که می توانيم باشيم متمرکز نماييم