شگفتا وقتی که بود نميديدم ، وقتی ميخواند نمی شنيدم ...وقتی ديدم که نبود ...وقتی شنيدم که نخواند..! چه غم انگيز است که وقتی چشمه ای سردو زلال ، در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد ، تشنه آتش باشی و نه آب ، و چشمه که خشکيد ، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت ، و آتش ، کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آنش روييد و از آسمان آتش باريد ، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش ، و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می گداخت .(شريعتی)


اگر تنها نرين تنهاها شوم ، باز خدا هست ،


او جانشين همه تداشتن هاست . نفرين و آفرين ها بي ثمر است . اگر تمامي گرگ ها هار شوند و از آسمان ، هول و كينه بر سرم بارد ، تو مهربان جاودان من هستي