روزی این جمله تمام حال مرا بازگو می كرد .واژه واژه اش بوی

تنهایی مرا تمام و كمال می پراكند. تازگی ها دلتنگی هايم زياد

شده ، اما ، دلتنگ بودن من معنایی دیگر دارد ! حس امروز من

حس دلتنگی دیروزم نیست.

دلتنگی دیروز من بوی غربت می داد اما دل تنگی امروز من

دلتنگی خاطرات شیرین هست . دلتنگی امروز من دلتنگی آن

چشمان آبی هست ، امروز آسمان به رنگ چشمهای توست  و من

با نگاه به آسمان آبی دلتنگ چشمان تو می شوم ، دلتنگ

حرفهایمان می شوم ، حرفهایی که هنوز نا تمام مانده است و باز

هم همان حکايت هميشگی ....لحظه عزيمت تو فرا می رسد....

 رفتن تو هر بار سخت تراز بار قبل است و من هرگز نتوانسته ام

به اين رفتن ها خو بگيرم.    

می دانی حضور تو درون زندگی من ريشه دوانده! و من حیران

حضور تو در وجودم هستم