اين فصل را با من بخوان باقى فسانه است
اين فصل را بسيار خواندم عاشقانه است
هفتاد باب از هفت مصحف بر نبشتم
اين فصل را خواندم ورق را در نبشتم
از شش منادى راز هفت اختر شنيدم
اين رمز را از پنج دفتر برگزيدم
اين بانگ را از پنج نوبت زن گرفتم
اين عطر را از باد در برزن گرفتم
اين جاده را با ريگ صحرا پويه كردم
اين ناله را با موج دريا مويه كردم
اين نغمه را با جا شوان سند خواندم
اين ورد را با جوكيان هند خواندم
اين حرف را در سحر بودا آزمودم
اين ساحرى را با يهودا آزمودم
از باغ اهل وجد چيدم اين حكايت
با راويان نجد ديدم اين روايت
اين چامه را چون گازران از بط شنيدم
وين شعر را چون ماهيان از شط شنيدم
شط اين نوا را در تب حيرت سروده است
وين نغمه را در بستر هجرت سروده است