در شبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوي توام

من در اين تنهايي ، من در اين تيره شب جانفرسا

زائر ظلمت گيسوي توام

/ 3 نظر / 3 بازدید
مهرنوش

دلم گرفته از همه آنهايی که نگاهشان مهربان و دستهايشان يخ زده است , از همه آنهايی که کوه سنگ بودن دلهايشان را فرياد می کند ... دوست دارم تا قلب من نيز یخ بزند و خورشيد مهرم ديگر برای هيچ سرمايی طلوع گرمی نکند... موفق باشی

ashna

بابا عشق ُ صفا ُ مهر ُ محبت ُ صميميت.

مهرنوش

سلام. بازم ممنون به من سر زدی. من mail ی از شما دريافت نکردم... شاد باشی