تقديم به خانم خرمدل

ali1.jpg


شگفتا وقتی که بود نميديدم ، وقتی ميخواند نمی شنيدم ...وقتی ديدم که نبود ...وقتی شنيدم که نخواند..! چه غم انگيز است که وقتی چشمه ای سردو زلال ، در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد ، تشنه آتش باشی و نه آب ، و چشمه که خشکيد ، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت ، و آتش ، کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آنش روييد و از آسمان آتش باريد ، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش ، و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می گداخت .(شريعتی)


اگر تنها نرين تنهاها شوم ، باز خدا هست ،


او جانشين همه تداشتن هاست . نفرين و آفرين ها بي ثمر است . اگر تمامي گرگ ها هار شوند و از آسمان ، هول و كينه بر سرم بارد ، تو مهربان جاودان من هستي

/ 3 نظر / 6 بازدید
مهرنوش

سلام. منم عاشق دکتر شريعتی هستم. متنی که ازش انتخاب کردی خيلی قشنگ بود. برات آرزوی موفقيت می کنم.

maryam

matne besyar jalebie va vaghean hamintore ensanha vaghti ghadre chizi ra mifahmand ke az dastash midahand,, inast rasme ruzegar. donyaye ajibist,,...

maryam

goftam,in che falsafeist dar in hamsayegi va che hekmatist dar inbiganegi,, ,,,,