دويديم و دويديم

 دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن

گفتن که توی جاده دونده ها زيادن

دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن

به همه چی رسيديم به جز به خود رسيدن

دويديم و دويديم تو کمچه های بن بست

می رفتيم و می گفتن خسته نشيد بازم هست

دويديم و دويديم جاده ها بسته بودن

پلای تو راهمون همه شکسته بودن

دويديم و دويديم رفتيم تو خط عادت

کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت

دويديم و دويديم راها خاکستری شد

حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد

دويديم و دويديم اسفندی دود نکردن

گفتن فقط زير لب ؛کاش ديگه برنگردن

دويديم و دويديم خورديم به سنگ و صخره

طاقتمون تموم شد تا دريا قطره قطره

دويديم و دويديم سيبا رسيده بودن

سه فصل آزگار بود همه دويده بودن

دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار

اون ور ديوارم باز خورديم به فصل تکرار

دويديم و دويديم قصه زندگی بود

که واسه اون دويدن فقط ديوونگی بود

/ 5 نظر / 4 بازدید
asal

زندگی چيست ؟خون و دل خوردن .اولش رنج است و اخرش مردن.

sahar

باران ناشناخته ام چون اختران سوخته چندان به خاك تيره فرو ريخته سرد كه گفتي ديگر زمين هميشه شبي بي ستاره ماند.

asal

سلام مرسی که سر زدی....من تمامcomment ها رو ميخونم ممکن دير به دير بخونم ولی ميخونم....بازم ممنون که سر زدی...

حامد ترابي

مرسی از اينکه قدم رنجه کردی وآمدی قدوم سبزت را ارج می نهم و منتظرت هستم

maryam

زندگي تكرار تكرار هاست