عرفان و زندگی های متوالی

عرفان و زندگی های متوالی
آيا تا به حال در برخورد با شخصی بدون اينکه زمان اجازه آشنايی با او زا بدهد ، احساس محبت و کششی عميق نسبت به او را در خود حس کرده ايد ؟
و يا بالعکس در برخورد اول بدون وجود دليلی برای رنجش ، در عمق وجودتان از شخصی خوشتان نيامده باشد ؟
آيا تا به حال از مکانی برای نخستين بار عبور کرده ايد که بسيار با آ‌ن مکان آشنا بوده باشيد و آن جا برايتان ياد آور هزاران قصه ای باشد که هيچ کدامشان در ذهنتان نيست و تنها احساسی متاثر از حضوری هر چند قديمی و کهنه از آن مکان با شما باقی مانده باشد ؟
مقوله ای را که می خواهم بيان کنم ، چيزی نيست جز فلسفه زندگی های متوالی .
عرفان از ريشه ع ر ف به معنای شناخت است . لذا اولين و مهم ترين قدم در اين وادی شناخت خود و راهی است که هدف از بودن را در آن بيابيم . اگر راه را ندانيم ، بی هدف هزاران هزار بيراهه را خواهيم رفت که نتيجه ای جز سردرگمی و از دست رفتن زمان و انرژی وجودمان ( روح + جسم )‌ نخواهد داشت .
در یک راه صحیح ابتدا و انتهای راه بايد مشخص باشد . (‌ از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ، به کجا می روم آخر ننمايی وطنم )‌ چرا که بدون وجود انتها هدفمند بودن راه زير سوال خواهد بود .
در راه سير کمال ، هدف و غايت نهايی رسيدن به کمال است . اما چگونه ؟
برميگردم به شناخت خود ،‌ اين شناخت ميسر نخواهد بود جز از راه کسب دانش و آگاهی و احاطه بر علم ،‌ علم بر من و نيروهای درونيم ،‌ گرايشها و تمايلاتم ،‌ نداها و فريادهای وجودم و ....
بايد خودمان را بشناسيم ،‌ هدف ايجاد توازن و تعادل است نه سرکوب يک سری اميال و نه تقويت سری ديگر .راه کمال در کسب توازن است . خيرالامور اوسطها . اين مقال بسيار وسيع تر از اين است که در اينجا بگنجد .
بر ميگردم به فلسفه سير کمال . در اين راه ،‌ برای کسب مدرک کمال ،‌ شخص لاگزير به گذراندن ۱۰۰۰واحد درسی است . يک نفر اين ۱۰۰۰ واحد را طی يک دو رکعت نماز می گذراند و به مقام والای کمال می رسد . ديکری طی يک دوره زندگی ، ديگری طی ده دوره و .....
خلاصه تا اين ۱۰۰۰ واحد سپری نشود شما نايل به کسب مدرک نخواهيد شد . اما برای گذراندن واحد ها چقدر زمان داريم ؟ آيا می توانيم هر قدر دلمان خواست بياييم و برويم تا بالاخره مدرکمان را بگيريم ؟‌ خير ،‌ زمان محدود است ،‌ به روايتی ۵۰۰۰۰ سال و به روايتی .....
لازم به ذکر است راه کمال با تناسخ کاملا متفاوت است . متاسفانه وقت من کوتاه است و گفتنی ها بسيار . اميدوارم در متنهای بعدی توضيحات جامعتری در راه شناخت اين فلسفه برای شما دوستان عزيز داشته باشم .
/ 4 نظر / 42 بازدید
مريم سپيد

سلام...سرمايه ي هر دلي به اندازه ي حرفهايي است كه براي نگفتن دارد...شريعتي...جالب بود...موفق باشيد

الیزابت وایت

سلام خیلی عالی بود، اما توضیحات جامع تر رو کی می دهید؟؟

فانوس

سلام خیگول....استاد الهی رو میشناسی؟حرفات آشناست.به فانوس من سر بزن.با اجازت شاید از نوشته هات استفاده کردم.قشنگه...یا حق

s.o.d

خيگول جان سلام.متنتو خوندم اول برام سوال شد كه چرا 3 نفر به اين متن كنجكاوي نشون دادند و اينو خوندند.؟؟..من كمي تو اين حوزه مطالعه كردم و سوال دارم كه چرا طول دوره و ماكسيمم كمال يابي رو 50000 سال گفتند وچرا 51000 سال مثلا نشده؟سوال بعد؟از كجا معلوم كه اين تفكر يه جور قالب دادن به روح وجسم ما نباشه؟و اينكه حساب و كتاب رفت وا مد اين همه روح وسالو كي داره؟اگه جوابمو دادي بقيه سوالامو مي پرسم.؟منتظرم.